ت ا ر

دیده گانم تار بودکه تابلوی اخطار چشمانت را ندیدم!!!

حالا من و ماندم چاله‌ی دلت !!!

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

اشتباهت همین بود چاله را ندیدی اگر دیده بودی شاید کلاغه به خونه اش می رسید سلام... این قدر خوش حالم که من اینجا کوچولو ام...[لبخند]

دخترمهربون

تا تو نگاه میکنی کار من آآآآآآآه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است.....[گل]

بهاره

خدمتتون عرض کنم... که نه من بزرگ نیستم من رو بزرگ به حساب میارن بعد من مجبورم مثل بزرگا رفتار کنم ولی یه چیزی در گوشت بگم؟ ته ته دلم خیلی با بزرگا رفیق نمیشم چون همین که خودت رو بزرگ حساب کنی دیگه باید نقاب داشته باشی با عاقل باشی باید مصلحت رو ببینی و هزارتا باید دیگه که دوستشون ندارم من...