پاور

گاهی پاور می شود برای تمام دنیا

تازه چند دقیقه است که از راه اومدی و یک راست قبل از اینکه لباستو در بیاری

پاور رو میزنی تا کامپیوترت روشن بشه

تا خستگی روزها کار و زندگی وحشتناک و کیلومترها رانندگی از تنت بیرون بره

و الان کلیک کلیک میکنی تا یاهو بیاد بالا انلاین بشی و .....

به دوستایی که ثانیه شماری می کنی واسه حرف زدن باهاشون برسی

و الان چشمایی خسته

این آخرین خط امشبه

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

اگرچه پر بگشایی ، به اوج هم برسی

بدون آن که بفهمی هنوز در قفسی

کلاغ قصه ی بود و نبود!  آواره!

تو آفریده شدی تا به لانه ات نرسی

کدام کودک بیمار آفریده تو را؟!

در التهاب شبی، بیقرار از هوسی

تو را چه حادثه پیغمبرانه نفرین کرد!؟

کجاست خانه ی موعود و منجی ات چه کسی؟!

دوباره آخر قصه وَ باز اول راه...

کلاغ مثل همیشه... نمی رسد به کسی

/ 0 نظر / 10 بازدید