دلم برایت تنگ شده بود بابا دلم برایت تنگ شده بود مامان!!!

حواسم را هرکجا که پرت کنم باز کنار تو می افتد

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

اینکه بعد از سالها دوباره برگردی به خانه کودکیت چه حس خاصی داره

دوباره بری ماهیگیری

دوباره سر زمین کار کنی

دوباره خاطرات شیرین بچگی

یادش بخیر چه صبح هایی با شوق بازی کردن با مرغابی هایی که پدرم شبها می گرفت بیدار می شدم

چقدر دلم برایت تنگ شده بابا

چه روزهایی باشوق دیدن ماهی هایی که پدرم می گرفت می دویدیم بیرون

چه شبهایی با صدای دریا و قورقور قورباقه ها تا صبح زندگی می کردم

چه لحظاتی غصه پاهای ورم کرده پدرم رو می خوردم و کمر همیشه پر درد مادرم

چقدر دلم برایت تنگ شده مامان

دیشب  وقتی دوباره تو اتاق بچگی هام خوابیدم با همون پشه بند قدیمی(هرچند ویرانه شده بود) باز خاطره ها بود که هر لحظه به ذهنم میومد

شبهایی که به فکر زوره جن ها بودم

شبهای صدای  بیداری

شب های نماز و گاهی ور رفتن با گیرنده ای که برای گرفتن شبکه های حارجی اطراف خزر ساخته بودم

شبهای درس خوندن

شبهای بیداری

شبهای تا صبح تست زدن

شبهایی که فیزیک هالیدی رو که به زور از کتابخونه ای که ده ها کیلیومتر دورتر بود، می گرفتم رو می خوندم

شبهایی که نسبیت اانیشتین رو زیر رو میکردم

شبهایی که ماهی میخوردم و ماهی

شبهایی که با دریا می خوابیدم و با دریا بیدار می شدم

چه شبهایی

وقتی مثلا نخبه ای شدم برای خودم

وقتی که از همه جا میومدن دنبالم

وقتی همه فکر کردن کسی شدم

وقتی که رفتم سفر و بی کس شدم

چه خاطراتی زنده شد دیشب برام

سال 82 و اون سفر لعنتی

نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد

******************************************

خدا پدر همراه اول بیامرزه که میتونم از اینترنتش حتی اینجا کانکت باشم

/ 30 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گِل بازی

دلتنگی هایم را با تو قسمت می کنم و جای خالی تو را با عکس در آغوش کشیدن عکس تو کار من شده و روز پدر و اشکهای بی دریغ روحت شاد روحشان شاد

جوجه کلاغ

سلاااااااااااااااااااااام .... خوشحالم که رفتی دوباره به روزهایی که عاشقشون هستی .. دلم تنگ شده بود برای اینجا ... خوبی ؟

عاشقانه های حوا

در همینــــ نزدیکیـــ کوچهــــ باغیــ زیباســــت که درآن خاطرهــ هایمـــ پیداستـ آسمانش آبیـــ اســــت جوی آبیـــــ جاریــــستــــ و شقایق کهــــ درآن آفتابیــــ استـــ غنچه ایـــــ میــــ خنــــدد شاخه ایــــ می رقـــصد و زمان از گذر ثانیهــ جـــا میـــ مـــاند لحظه هاییــــ زیباستــــ

platon(نسیم)

آسمونی...........[گریه] دلتنگیهات زیبا هستن! حالا که نداریشون، باهاشون زندگی کن، بگذرون، باهاشون نفس بکش بی رودربایستی بگم، این جزو معدود دفعاتی هست که حرف هات به عمق دلم رخنه کرد......... برای دلتنگی هات دلتنگ شدم.... برای غمت، غمخوار شدم........ برای آرزوهات با تمام دلم آرزو کردم......

شقایق

سلام کلاغ آسمانی .چرا [تعجب]آپ نمی کنید[تعجب] ما منتظریم[منتظر] اون سفر سکوی پرتاب نبود؟فکر کن[تعجب][گریه][گریه]

مژده

خاطرات کودکی رنگی ترند شفا تر و زلالتر متن زیبا و دلنشینی بود لطیف و پر احساس

مژده

خاطرات کودکی رنگی ترند شفا تر و زلالتر متن زیبا و دلنشینی بود لطیف و پر احساس

آنا

نفرین به سفر.....ازعزیزترینای منو ازم گرفت....نفرین به دریا..که اونم به عزیز من رحم نکرد...