دوستان نوشت

غبارغم روی آینه دلم راگرفته

اگردلم رابتکانم می شکند!


***************************
مثل گلدان خالی

دررویای یک شاخه گل سرخم!

***************************

خسته ام از مستجاب نشدن ناله هایم!

***************************

بچه که بودیم

پای چپ وراستمان را نمی شناختیم وکفشهایمان رااشتباهی می پوشیدیم

حالا که بزرگ شده ایم

راه چپ وراست رانمی شناسیم وراه  رااشتباره می رویم

***************************

تشکر از دوست خوبم حنا

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژن كاذب

هنوز در فکر آن کلاغم در دره های یوش با قیچی سیاه اش بر زردی برشته ی گندم زار با خش خشی مضاعف از آسمان کاغذی مات قوسی برید کج و رو به کوه نزدیک با غارغار خشک گلوی اش چیزی گفت که کوه ها بی حوصله در زل آفتاب تا دیرگاهی آن را با حیرت در کله های سنگی شان تکرار می کردند ... گاهی سوال می کنم از خود که یک کلاغ با آن حضور قاطع بی تخفیف وقتی صلات ظهر با رنگ سوگ وار مصرش بر زردی برشته ی گندم زاری بال می کشد تا از فراز چند سپیدار بگذرد با آن خروش و خشم چه دارد بگوید با کوه های پیر کاین عابدان خسته ی خواب آلود در نیم روز تابستانی تا دیرگاهی آن را با هم تکرار کنند؟ احمد شاملو .. [گل]

delara

منم خسته ام از مستجاب نشدن ناله هایم . . .

تنا

دست نوشته های خودت چی شد؟ من به عشق اونا سر میزنم به اینجا و دست خالی میرم ... مسئولین رسیدگی کنن!

saghar

خوب بود غم داشت غمش هم خوب بود غم اشنا